تبليغاتX
گروه کوهنوردی البرز پاجی

گروه کوهنوردی البرز پاجی

گزارش صعود گروه کوهنوردی البرز پاچی به قله (( نروُ )) به ارتفاع 3600 متر در تاریخ 86/9/16

 

((159))

 

مسیر حرکت:ساری – قائمشهر – پل سفید – دودانگه – روستای سنگده – تلارسربن – دوراهی جنگل بانی.

به همراه حاج اسدالله خورشیدی ، عشقعلی قربانی ، عین الله طالبی ، مسعود ملک ، رضا طالبی ، حاج میلاد عباسی ، حسین واحدی و بنده کوچک ترین عضو گروه مهدی خورشیدی پاچی از میدان امام ساری به سمت روستای سنگده حرکت کردیم.

کمی بعد از روستای سنگده با وارد شدن به جاده ی خاکی که در سمت جنوب و رو به قله (نرو)بود تغییر مسیر دادیم . وبعد از نگهبانی به منطقه محافظت شده رسیدیم هنوز چند متری از نگهبانی دور نشده بودیم که گوی خود را در دنیایی دیگر احساس کردم ، دنیایی با درختانی صاف و سر به فلک کشیده و زمینی که به خاطر ریزش برگهای پائیزی نارنجی شده بود. از اینجا به بعد کم کم در کنارهای جاده تکه های کوچک برف ظاهر شدن و هرچه بیشتر می رفتیم جاده و کناره های آن بیشتر سفید پوش می شد تا جایی که یکی از ماشین ها به دلیل نداشتن زنجیر چرخ در کنار تلارسربن ( تفرجگاه ) از حرکت باز ایستاد و چهار نفر از همنوردان از آنجا تا دو راهی جنگل بانی که با تابلوی (برافروختن آتش در این مکان ممنوع است ) نشان گذاری شده بود پیاده طی مسیر کردن.

یا علی گفتیم و صعود آغاز شد

بعد از اینکه دیگر دوستان در ابتدای دو راهی به ما ملحق شدن همگی شروع به تجهیز کردن و آماده شدن خود کردیم. حاج اسدالله خورشیدی به همراه یکی از رانندگان ماشین به نام مشتعلی خورشیدی تصمیم گرفتن تا زمان برگشت ما در همان محل بمانند .در ساعت 9 صبح همۀ دوستان با ذکر صلوات و یاعلی گویان در صف صعود قرار گرفتن ( عشقعلی قربانی «سرپرست» ،حاج میلاد عباسی ، رضا طالبی ، حسین واحدی ، مسعود ملک ، عین الله طالبی و بنده کوچک ترین عضو گروه مهدی خورشیدی پاچی .

وارد جاده سمت چپی دوراهی شدیم و بعد از طی حدودآ 30 متر از مسیری پاکوپ که برف روی آن نشسته بود به سمت راست خارج از جاده و رو به جنوب تغییر مسیر دادیم و وارد جنگل شدیم و همانطور مسیر پاکوپی که از کنار جویی یخ زده می گذشت مسیر را طی می کردیم .جنگل پوشیده شده از برف با آن درختان صاف و عریان هیچ شباهتی به جنگلی که در تابستان از آن گذشته بودیم نداشت وقتی که به نظاره درختان روی تپه های دو طرفم پرداختم ، زمان را از یاد بردم وقتی هم به خود آمدم خود را چند متری عقب تر از دوستان یافتم چون وزش باد با آن سمفونی محسور کننده اش درختان را به رقص در آورده بود و واقعآ چقدر سخت است دل کندن از دیدن رقص طبیعت.

همانطور که از مسیر پاکوب پیش رویمان می گذشتیم یاد دوستان و خاطره شب مانی تابستان را هم زنده نگه داشتیم . همراه با مسیر پاکوب شده ای که از قبل در کنار جوی یخ زده قرار داشت باید به سمت چپ تراوس می کردم که آقای قربانی تصمیم گرفت از مسیر دره کار را ادامه دهیم . حدودآ یک ساعت از آغاز حرکتمان می گذشت که هوا کمی رو به خرابی گرفت و با یک توقف به جا ، سریع به پوشیدن بادگیر کردیم و از همانجا به سمت شرق و با عبور از یک شیب تند خود را به یال اصلی و همان پاکوب اصلی قلۀ ( نرو )رساندیم و سنگ بزرگی را که در آنجا بود نشان کردیم تا در برگشت از همانجا به سمت دره سرازیر شده و به پایین برگردیم.

باد وسوز سرما در همان ثانیه اول که به یال اصلی قلۀ (نرُو) رسیدیم ما را غافلگیر کرد که نوید یک برنامه خاطره انگیر را می داد.از یال اصلی گذشتیم و بعد از رد شدن از آخرین بیشه های جنگلی خود را به سنگ بزرگی که بین دو یال قرار داشت رساندیم تا در پناه  آن سنگ از باد های سهمگین و سوز سرما در امان بمانیم. به محض رسیدن به سنگ ،کناره های آن را پاکوپ کردیم و زیراندازهایمان را پهن کردیم و خود را به سنگ چسباندیم  گویی که آن سنگ را در آغوش گرفته بودیم ، نمی دانم شاید این سنگ بود که آغوشش را باز کرده بود و ما را زیر پَر و بال خود گرفته بود تا از ما در برابر آن بادهای دهشتناک مواظبت کند. کوله ها را باز کردیم تا سفره ای کوچک اما معنوی را پهن کنیم . چقدر این لحظات را دوست دارم ، چون  انسانهایی متفاوت با غذا هایی متفاوت اما همگی در سفره ای مشترک می نشینند. سفره ای که پُر از انفاق و گذشت است و هرکسی سعی می کند مقوی ترین غذایی که به همراه دارد را به دیگرهمنوردش بدهد تا او میل کند.

بعد از نیم ساعت حدودآ ساعت 11 دوباره صدای سوت حرکت به گوش رسید. و این بار هم همان انسانهای متفاوت از هم در هدفی مشترک در سفره ای بزرگ تر با هم همپیاله شدن . سفره ، سفره طبیعت خداوند است که برکاتش باد و برف و باران سرما بود.

آقای قربانی در تصمیمی عجیب از رفتن به سمت گوسفندسرا و قله (نرُو) صرف نظر کرد و تصمیم گرفت که خط الرأس زیرین قله های ( نرو ، زرجو، کیجاقلعه ) را تراوس کند و در ساعت 13 مسیر را از هرجایی که هستیم برگردیم . و برای فائق آمدن بر باد جانب احتیاط را بر آن داشت تا با یک طول طناب هفت متری همۀ همنوردان به هم متصل شوند تا خدای نکرده اگر پای همنوردی سُر خورد باد او را به پایین یال نفرستد.

حال دیگر از گوسفندسرا که در سمت راست ما قرار داشت دور و دورتر می شدیم و با تراوس های بلند به دامنۀ زیر قله ( زرجو) نزدیک می شدیم. با متصل شدن به طناب انگار همگی به یک تن واحد تبدیل شده بودیم .دیگر کوهستان هم متوجه حضور ما شده بود برای همین یکی از سربازانش را فراخواند تا به استقبال ما بیاید و باد هم مثل یک سرباز جان برکف خیلی خوب به انجام وظیفه پرداخت. باد واقعآ صدایی وحشتناک داشت صدایی که تا به حال هیچ یک از ما تجربه شنیدنش را نداشتیم .صدای باد به قدری زیاد بود که وقتی طناب متصل به آقای قربانی که در جلوی صف قرار داشت باز شد او همانطور چیزی حدود 15 متر به راه خودش ادامه داد و صدای فریاد های ما را نمی شنید.

بعد از یک ساعت کلنجار رفتن با آن شرایط بالاخره خود را به اولین صخره زیرین قلۀ (زرجو) رساندیم و همانجا در آغوش سنگی پناه گرفتیم و به ترکردن گلویمان و تنظیم نفس های بریدۀ یمان پرداختیم.

ساعت 12 ظهر بود و یک ساعت تا زمان برگشت وقت داشتیم . با یک تراوس بلند به سمت شرق از یال قلۀ (زرجو) سرازیر شدیم و خود را به بالای یال اصلی (کیجا قلعه)رسانیدم .از اینجا باید به طور مستقیم از شیب تند قله بالا می رفتیم که بستگی به همت همگی همنوردان داشت . رضا طالبی هم مثل همیشه برای بالا بردن روحیه دوستان در آن شرایط بد جوی شروع به شوخی کردن کرد و با شعار (بولدوزری قربانی چقدر شُلی قربانی) خنده را بر لب تمامی همنوردان کاشت.

بعد از حدود 45 دقیقه به اولین سنگ زیر قلۀ (کیجا قلعه) رسیدیم و با ذکر صلوات پایان پیشروی اعلام شد. 15دقیقه به گرفتن عکس های یادگاری و خوردن تنقلات پرداختیم و همانطور که برنامه ریزی شده بود ساعت13سوت برگشت را به صدا در آوردم.آقای مسعود ملک به خاطرنداشتن دستکش دردست هایش کمی احساس سرما می کند که من و رضا طالبی هر کدام یک لنگه ازدستکش هایمان رابه اومی دهیم تا اوهم باخاطره ای خوش به سمت پایین حرکت کند.

اشتباه در برگشت

تا عبور از دو یال ( کیجا قلعه و زرجو) بدون هیچ مشکلی همنوردان با برف بازی و سُرخوردن های لذت آور و شوخی کرن های خاطره انگیز به پایین برگشتیم. اما دقیقآ زمانی که به یال اصلی قله (نرُو) رسیدیم اشتباهی از سوی آقای قربانی رخ داد و ایشان بدون توجه به سنگی که قبلآ نشانه گذاری کرده بودیم از کنار آن رد می شود و راهی به بیراه را در پیش می گیرد بعد از گذشتن از سنگ نشانه، وارد همان درۀ ابتدایی مسیرمان می شویم ولی آقای قربانی از دره هم عبور می کند و از یال غربی سمت قله (نرُو) بالا میرد. در اینجا آقای مسعود ملک هم متوجه اشتباه مسیر می شود که از او خواهش می کنم تا زمانی که سرپرست به اشتباه خود پی نبرده و سوالی از ما نکرده سکوت اختیار کند که ایشان هم با بزرگواری سختی مسیر را درمیان درخت های ازگیل و تیغ های آن را قبول می کند و با سُر خوردن های فراوان و عذاب آور در برف خود را به بالای یال می رساند.

وقتی به بالای یال رسیدیم متوجه شدم اکثر همنوردان متوجه اشتباه بودن مسیر شده اند. ولی آقای قربانی همانطور به سمت غرب پیش می رفت ! از همگی دوستان خواستم تا کمی فشرده تر حرکت کنند و خود را به سرپرست گروه آقای قربانی برسانند .وقتی همگی رسیدن آقای قربانی مرا صدا زد و با دست نقطه ای را نشان داد و گفت : مهدی این همان جاده ای نیست که از ماشین پیاده شدیم ؟!؟! با کسب اجازه از اوگفتم : نه ! آقای قربانی ما حدودآ از نیم ساعت قبل مسیر را داریم اشتباه طی می کنیم !!! آقای قربانی متعجبانه به من نگاه کرد و گفت : چطور؟ چرا تا به حال به من نگفتی؟ و برایش توضیح دادم از کنار سنگی که نشان کرده بودیم گذشتیم و حتی درۀ ابتدایی مسیر را هم رد کردیم و عنوان کردم که گوسفند سرای زیر قلۀ (نرُو) در تمامی طول مسیر در سمت راست ما دیده می شد اما حال در سمت چپ قرار دارد!!! و اینکه به خاطر اصل احترام گذاشتن به سرپرست و خدشه دار نشدن اعتبار او در میان دوستان از عنوان کردن این مطلب صرف نظر کرده بودم.

حال آقای قربانی به اشتباه خود پی برده بود و از همان مسیری که  یال را بالا آمده بودیم به پایین رفتیم تا به همان درۀ ابتدایی برسیم . بالاخره بعد از یک ساعت سرگردانی به رد پا و پاکوب صبح خود رسیدیم از اینجا به بعد دیگه خیال همگی دوستان راحت شد و باز بعضی از دوستان مشغول برف بازی شدن .اینجا بود که اسیر توطئه رضا و حاج میلاد و حسین شدم ! رضا و حاج میلاد صدایم کردن و گفتند: مهدی چقدر کند حرکت می کنی عجله کن تا خواستم خودم را به آنها برسانم متوجه حضور کسی در پشت سرم شدم وقتی برگشتم حسین واحدی را دیدم که با چشمانی براق و دستانی پُر از برف به سمت من حرکت می کند برای فرار دیگر دیر شده بود فقط فرصت کردم سرم را پایین بگیرم و سنگینی ضربۀ برف را روی سرم تحمل کنم .

حدود ساعت 15 به ماشین ها رسیدم حاج اسدالله خورشیدی و مشتعلی خورشیدی به پیشواز ما آمدن و با ذکر صلوات و با در آغوش کشیدن یکدیگر و خسته نباشی های پی در پی  پایان برنامه را رقیم زدیم .

              اما این پایان نیست چون صعودی دیگر در راه است.

گزارش از مهدی خوردشیدی پاچی                                                            تا بزودی خداحافظ

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/23ساعت 13:55  توسط علیرضا و مهدی خورشیدی  | 

آموزش تصویری گره های کوهنوردی(2)

 

      1                                  2

                  SPBOLN_۲                                                          SPBOLN_ ۱       

     3                                       4    

                SPBOLN_۴                                                                    SPBOLN_۳

                                             5

                                                          SPBOLN_۵

        1                                   2

                       DBLBST_۲                                                       DBLBST_۱

         3                    4

               DBLBST_۴                                                      DBLBST_۳

 گردآوری : مهدی خورشیدی پاچی 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/23ساعت 13:53  توسط علیرضا و مهدی خورشیدی  | 

گزارش صعود گروه کوهنوردی البرز پاچی به قلۀ (( اچو)) به ارتفاع 1700متر در تاریخ 86/8/25

((159))

 

مسیر حرکت: ساری – بلوار کشاورز – سنگ تراشان – دودانگه – سد شهید رجائی

به وسیله یک دستگاه می نی بوس و به همراه همنوردان گروه کوهنوردی البرز پاچی و چند تن از کوهنوردان حلال احمر به سمت سد شهید رجائی حرکت کردیم. در می نی بوس هم از خاطرات و نکات فنی امید شجاعی که بهار امسال به هیمالیا سفر کرده بود بهرمند شدیم .بعد از گذشتن از تونل سد به فاصله دونیم کیلومتری وارد درۀ (اَچوُ) می شویم که سیل بندی را بر روی رودخانۀ آن ساخته اند. ازماشین پیاده می شویم و یار آشنا و رفیق همیشگیمان را بر دوش می نهیم. همزمان با ما افراد دو دستگاه ماشین سواری هم کمی جلوتر از ما راه به سوی ( اچو) را در پیش می گیرند.

بعد از گذشتن از روی سیل بند از سمت راست رودخانه بالا می رویم و خود را به مسیر پاکوب می سپاریم و غرق در زیبائی های جنگل پائیزی می شویم . جنگلی هزار رنگ، رنگهایی که هیچگاه نمی توان آنها را ساخت گویی هر برگی رنگی خاص و منحصر کننده به خود را دارد.در ادامه مسیر چوپانی را دیدیم که در حال برگشتن بود و قصد داشت لبنیات محلیش را برای فروش به شهر ببرد. بعد از 45 دقیقه کوهپیمایی به همنوردانی از بابل می رسیم که در گروهی خوب و منسجم در حال استراحت بودند بدون توقف و فقط با نثار خسته نباشید و رد وبدل کردن اسم گروه به راه خود ادامه دادیم اما از افرادی که در ابتدای سیل بند کمی از ما جلوتر حرکت کرده بودن اثری نبود و به آنها نرسیده بودیم.

پس از یک ساعت کوهپیمایی برای کم کردن لباس و تنفس توقف کردیم تا کمی استراحت کنیم در اینجا همنوردان بابلی هم به ما رسیدن و مجالی پیش آمد تا کمی بیشتر با هم آشنا بشویم .تا اولین چشمه  ، مسیر را با هم طی کردیم آنها توقف کردن تا دمی بزنند اما ما به راه خود ادامه دادیم تا به گوسفند سرای رسیدیم که متعلق به همان چوپان بود. البته از گوسفندها و گاوهایش هیچ خبری نبود به حتم برای چرا رفته بودند تنها گاوی آنجا بود که چند ساعتی بیشتر از زایمانش نمی گذشت و بی قرارانه فرزندش را که در آخوری بسته بود صدا می کرد.

به فاصله کمی بعد از گوسفندسرا به دو راهی رسیدیم که برای رفتن به (اچو) وارد جاده سمت راست شدیم . بعد از نیم ساعت کوهپیمایی در جنگلی زیبا که با ریزش برگ های پائیزی از ما استقبال می کرد به لولۀای می رسیم که آب آن را از چشمه ای در بالا دست تا به دین جا آورده بودند بعد از نوشیدن این آب گوارا و خوردن تنقلات راه خود را ادامه می دهیم . بعضی از همنوردان حلال احمر به دلیل ضعف جسمانی که داشتن تصمیم می گیرند از رفتن به (اچو) صرف نظر کنند و به بیشه زاری در همان حوالی بروند تا استراحت کنند  آقای علیرضا خورشیدی( سرپرست گروه البرز پاچی) هم به دور از قاموس کوهنوردی دید تا رفیق نیمه راه باشیم برای همین به تصمیم آنها تن در می دهد تا همگی با هم خاطره ای را رقم بزنیم .

حدودآ ساعت 12 ظهر به بیشه زار رسیدیم و کمی بعد از ما همنوردان بابل هم رسیدن و در نزدیکی ما بسات ناهار را پهن کردن بعد از خوردن ناهار وبه جا آوردن  نماز به دور آقای امید شجاعی گرد آمدیم تا از اطلاعات فنی او بهر ببریم و این نشست با یادگیری چند گره به پایان رسید. بعد از آن با دوستان کمی در اطراف مشغول قدم زدن شدیم و سعی کردیم بر روی یک درخت کارگاه بزنیم و به وسیله یک طناب هفت متری و دو طنابچه از آن صعود کنیم که تلاشمان به سرانجام نرسید.

در ساعت 14 همگی به اتفاق مسیر برگشت را در پیش گرفتیم ، هنوز به گوسفند سرا نرسیده بودیم که دو نفر از دوستانمان که برای چیدن میوه های محلی کمی عقب تر از ما حرکت می کردن خبر آوردند که از بالادست (اچو) فریادهایی به گوش می رسد و گویی چند نفر دچار حادثه شده اند. به محض شنیدن این خبر آقای امید شجاعی تیم امداد ونجاتی را متشکل از آقایان حجت شجاعی ، حسین نوپور ، حاج میلاد عباسی و امید شجاعی تشکیل میدهد و مسیر را به سمت صدا بر می گردند تا به کمک حادثه دیدگان بشتابند. من و آقایان عیسی خورشیدی و مهدی حسین زاده و یکی دیگر از دوستان حلال احمر کوله های تیم امداد را تا سیل بند حمل می کنیم . ساعتی چند منتظر دوستان می مانیم کم کم نگرانی در تک تک چهره هایمان نمایان می شود.

دقیقآ نیم ساعت مانده به تاریکی هوا از میان جنگل حسین نوپور به همراه یکی از نجات یافتگان ظاهر می شود و به جمع ما می پیوندد و به فاصله کمی بعد از او حاج میلاد عباسی و حجت و امید شجاعی به همراه دو نجات یافتۀ دیگر به ما ملحق می شوند. اینطور که آنها بازگو می کردن نجات یافتگان افراد همان دو ماشین سواری هستند که کمی زودتر از ما حرکت کرده بودند ولی در طول مسیر هیچ اثری از آنها ندیده بودیم. آنها بعد از صعود (اچو) در مسیر برگشت راه را گم کرده و به منطقه ای صخره ای می رسند که نه راه پیش داشتند و نه راه پس و از همه مهمتر در میانشان هم اختلاف نظر افتاده بود که یکی عنوان می کرد از مسیر صخره ای پایین بروند و دیگری اصرار بر ماندن تا صبح درهمانجا را داشت و آن یکی هم مصُر بر برگشتن تا قلۀ (اچو) و اصلاح مسیر را داشت .زمانی هم که دوستان ما به نزدیکی صدای آنها رسیدن با یک امداد ضربتی از سه جبهۀ مختلف خود را به نقطه ای که آنها گرفتار شده بودند رساندند و آنها را درمانده و مستئسل می یابند و تا پایین همراهی می کنند. بالاخره بعد از شکر خدا و در آغوش کشیدن یکدیگر برنامه (اچو) به پایان می رسد.

                                                         این پایان نیست چون صعودی دیگر در راه است.

گزارش از مهدی خورشیدی پاچی                                                                تا بزودی خداحافظ

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/21ساعت 12:28  توسط علیرضا و مهدی خورشیدی  | 

آموزش تصویری گره های کوهنوردی(1)

 

 

 

 

1                                  2

BLNBGT_1                                                        BLNBGT_2

 

3                          4

BLNBGT_3                                                        BLNBGT_4

 

 

1                                     2

DBLCRS_1                                                              DBLCRS_2

 

3                                      4

DBLCRS_3                                                                   DBLCRS_4

 

گردآوری: مهدی خورشیدی پاچی                                          

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/20ساعت 22:14  توسط علیرضا و مهدی خورشیدی  | 

تقویم ورزشی شش ماهه دوم سال 1386 گروه کوهنوردی البرز پاچی (دودانگه)

 

البرز پاچی

 

به نام آفرینندهً کوه ها

تقویم ورزشی شش ماهه دوم سال 1386 گروه کوهنوردی البرز پاچی (دودانگه)

       تقدیم به پدران عزیزمان که ما را با طبیعت آشنا کردند

                             تقدیم به مادران عزیزمان که ما را با مهر پروراندند

                                                 تقدیم به همه کوهنوردان که درس عشق را از کوهستان آموختند

 

 
مناسبت منطقه ارتفاع عنوان برنامه نوع برنامه تاریخ ردیف
ولادت حضرت معصومه (س)ء   سد شهید رجائی ساری ۱۷۰۰ جنگل اچو جنگل نوردی ۸۶/۸/۲۵ ۱
هفتۀ بسیج دودانگه- سنگده ۳۶۰۲ نرو خرُو کوهنوردی ۸۶/۹/۹ ۲
هشتصدومین سال تولد مولانا سوادکوه ـــــ امامزاده حسن آلاشت کوهپیمایی ۸۶/۹/۲۳ ۳
عید سعید غدیر خم دودانگه - پاچی ۳۱۰۰ اوپرت کوهنوردی ۸۶/۱۰/۷،۸ ۴
هجرت پیامبر زمین ورزشی آبیاری ساری ـــــ دومیدانی مسابقه ۸۶/۱۰/۲۱ ۵
آغاز دهۀ فجر کیاسر - لنگر ۲۸۰۳ شاهدژ کوهنوردی ۸۶/۱۱/۱۲ ۶
ولادت حضرت امام موسی کاظم آمل ۲۸۰۰ فیلبند کوهنوردی ۸۶/۱۱/۲۶ ۷
سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی ازمیدان امام ساری تا قائمشهر ـــــ  دوچرخه سواری مسابقه ۸۶/۱۲/۱۰ ۸
روز بزرگداشت شهدا دریاچه لاجیم - ساری سازمان انتقال خون ـــــ جنگل لاجیم و اهدای خون راهپیمائی- فرهنگی ۸۶/۱۲/۲۴ ۹

 

 

1-   حضور کلیه کوهنوردان عزیز در تمرین آمادگی و جسمانی روزهای یک شنبه و سه شنبه هر هفته در ساعت 18 واقع در مجتمع ورزشی آبیاری الزامی می باشد.

2-      مکان تجمع و حرکت برنامه : ساری – میدان امام – جنب بانک صادرات – ساعت 5 صبح

3-      داشتن کارت بیمه ورزشی ، کارت کوهنوردی و وسائل کوهنوردی الزامی می باشد.

4-      ثبت نام شدگان 48 ساعت قبل از اجرای هر برنامه مطابق تقویم ورزشی اعلام آمادگی نمایند.

5-      از آوردن افراد غیر عضو در برنامه بدون هماهنگی قبلی با مدیر باشگاه خودداری فرمائید.

6-      ثبت نام به صورت عضوء آزاد هم پذیرفته می شود.

صندوق پستی گروه کوهنوردی البرز پاچی  :         17515-  48139

وب سایت گروه کوهنوردی البرز پاچی :               www.alborzpaji.blogfa.com       

صندوق الکترونیکی گروه کوهنوردی البرز پاچی :  alborzpaji@yahoo.com

        سرپرست گروه  :  علیرضا خورشیدی                   تلفن تماس : 09113512197

                          

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/20ساعت 22:12  توسط علیرضا و مهدی خورشیدی  | 

تطابق با ارتفاع ( هم هوایی )

 

هم هوایی ( Acclimatization ) فرآیندی است که افراد بوسیله آن خود را بتدریج با هیپوکسی ارتفاع تطبیق میدهند . این حالت یک فرآیند فیزیولوژیک بوده که بدرستی شناخته نشده است ٬ همین طور در برگیرنده یک سری از تطابقات می باشد که در یک دوره چند ساعته تا چند ماهه ایجاد می گردد .

تمامی این تغییرات سبب تسهیل در تحویل اکسیژن بیشتر به سلول ها و همین طور موجب کارآیی استفاده از اکسیژن میگردد . در مقابل ٬ اصطلاح سازش با ارتفاع توصیف کننده تغییرات فیزیولوژیکی است که در طول دهه ها و نسل ها ایجاد شده و مزایائی را برای زندگی در ارتفاع ٬ فراهم میسازد .

مهمترین جزء تطابق با ارتفاع عبارتست از افزایش تهویه ریوی و یا به بیان دیگری افزایش سرعت و عمق تنفس است شروع این حالت در ارتفاع حدود ۱۵۰۰ متری ایجاد می گردد . با افزایش تهویه ریوی کاهش دی اکسیدکربن خون ( هیپوکاپنی ) و آلکالوز تنفسی ایجاد میگردد که خود افزایش تهویه ریوی را محدود می سازد . در ادامه فرآیند تطابق ٬ با دفع بیکربنات ٬ جبران کلیوی تدریجی ایجاد شده و به حفظ PH شریانی در حد مقادیر نزدیک به نرمال کمک می کند ٬ تعداد ضربان قلب با صعود به ارتفاع افزایش میابد ٬ اگر چه در تطابق با ارتفاع تعداد ضربان قلب در حالت استراحت به حد سطح دریا نزدیک می شود ٬ ( بجز در حد نهائی ارتفاعات ) . در حد نهایی ارتفاعات ٬ تعداد ضربان قلب در حال استراحت و تعداد حداکثر قلب با نزدیک شدن به مرز تطابق پذیری در ارتفاع به یکدیگر نزدیک میشوند . ترشح اریترو پوتین در پاسخ به کاهش اکسیژن خون شریانی ٬ تولید سلول های قرمز خون را تحریک کرده و منجر به افزایش غلضت های هماتوکریت و هموگلوبین میشود . این واکنش ضرورتا مفید نمی باشد چرا که پلی سیتمی بیش از حد ٬ ممکن است با افزایش ویسکوزیته خون سبب اختلال در انتقال اکسیژن گردد .

تفاوت های فردی قابل ملاحظه ای در توانائی افراد جهت تطابق با ارتفاع وجود دارد . بعضی اشخاص به سرعت با ارتفاع تطابق می یابند در حالی که برخی دیگر دچار کوه گرفتگی حاد ( بیماری حاد کوه ) شده و نیازمند دوره های زمانی طولانیتری برای تطابق کامل با ارتفاع می باشد .

تعداد بسیار اندکی از افراد ٬ قادر به تطابق با ارتفاع نیستند ٬ در واقع هر فردی به شرط فراهم آمدن زمان کافی قادر به تطابق خواهد بود . تمایل برای تطابق سریع یا کند در مواجهات متوالی با ارتفاع ٬ ثابت می ماند در مورد فردی که در یک سفر تطابق کننده ی کند باشد باید همین الگو را در سفرهای بعدی به ارتفاعات مشابه انتظار داشت . تلاش هایی که جهت آمادگی برای صعود از طریق تنفس مخلوط های گازی هیپوکسیک در سطح دریا بعمل آمده عملی نبوده و این اشکال را داراست که تطابق حاصله به سرعت از بین می رود ٬ گرچه بعضی کار آزمایی ها بیانگر آنست که سپری نمودن چند دوره زمانی در یک اتاقک کم فشار پیش از صعود سریع به ارتفاعات مرتفع ممکن است در دست یابی به تطابق با ارتفاع کمک کننده باشد .

تطابق موفقیت آمیز با عدم وجود بیماری های ناشی از ارتفاع و بهبود کیفیت خواب مشخص می گردد . تطابق حاصله متعاقب برگشت به ارتفاعات پائین کوتاه مدت بوده اثرات آن تا حدود ۲ هفته برجای میماند .

بنظر میرسد که تطابق در بالعین تا ارتفاع حدود ۵۰۰۰ - ۵۵۰۰ متری امکانپذیر باشد . در بالاتر از این ارتفاع ٬ تعادل ظریفی ما بین تطابق با ارتفاع و پس رفت ناشی از هیپوکسی مزمن وجود دارد . با افزایش ارتفاع در حد نهایی ارتفاعات ٬ پس رفت بطور فزاینده ای آشکارتر شده ٬ و در بالای ارتفاع ۸۰۰۰ متری ٬ هیچ گونه تطابقی با ارتفاع قابل حصول نبوده و مواجهه طولانی با چنین ارتفاعی با ادامه حیات ناسازگار است .

برگرفته از کتاب پزشکی همراه

منبع :رضا آموزگار

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/14ساعت 15:35  توسط علیرضا و مهدی خورشیدی  | 

جنگ با سرما

مقدمه :: اوایل تابستان سال گذشته من در یک همایش که از سوی طراحان حرفه ای  تجهیزات کوهنوردی ترتیب داده شده بود در فرانسه شرکت کردم. در آنجا من از یکی از طراحان پوشاک خواستم تا برایم دقیقاً شرح دهد که چرا ما سردمان می شود؟  من اطلاعاتی در مورد انتقال حرارات از طریق هدایت(conduction)، انتقال(convection)  و تابش(radiation) می دانستم، اما پاسخی که وی داد مرا به شدت به فکر فرو برد. او گفت: "آنچه که همیشه باید به خاطر داشته باشی این است که چیزی به نام سرما وجود خارجی ندارد. فقدان گرما، سرماست."

من بعد از شنیدن این جمله عجیب به مقالات و کتابهای زیادی مراجعه کردم تا بتوانم مفهوم آن را بدرستی بفهمم. آنچه که با شما در میان می گذارم، مجموعه مطالبی است که از این کتابها و مقالات دریافته ام. من در طول زمستان گذشته سعی کردم تا این اطلاعات را محک بزنم و به این نتیجه رسیدم که مقاومت در مقابل سرما و صعود به قله های مرتفع در شرایط سخت علاوه بر داشتن اطلاعات فنی و تجهیزات مناسب احتیاج به یک عامل بسیار مهم دیگری دارد که من آنرا هنر تحمل کردن(Art of Suffering) می نامم. هنر درک این واقعیت که رنج و سختی و خطرات برنامه های زمستانی ناشی از چیست و چگونه می توان برخی را از آنها را کاهش داد و چرا باید برخی را نیز تحمل کرد. هنری که در آن علم و تجربه با هم به ما کمک می کنند. مقاله حاضر اطلاعای از  فیزیک، بیولوژی و تجربیات شخصی من را شامل می شود که مطمئنا خالی از اشکال و ایراد نیست و امیدوارم برای شما مفید باشد. این اطلاعات برای اکثریت کوهنوردان که در زمستان صعود هایی دشوار را اجرا می کنند مفید است. به یاد داشته باشد: "طوفان و سرما به این توجه نمی کنند که شما چقدر ورزیده و کارآزموده هستید."

"The storm doesn't care how experienced you are."

حقایقی  درباره  سرما از فیزیک:: سرما ما را سرد و گرما ما را گرم می کند، درست، اگر قرار بود ما تمام عمرمان  را در یک محیط گرم و نرم باشیم همین سطح از اطلاعات برایمان کافی بود. اما برای کوهنوردی اطلاعات بیشتری نیاز است. برای عموم مردم این موضوع جا افتاده است که اگر در هوای آزاد باشند و احساس سرما کنند و در همان حین باد بوزد آنها احساس سرمای بیشتری را خواهند کرد اما دلیل این موضوع چیزی است که برایشان اهمیت ندارد. اما پاسخ آن برای ما اهمیت زیادی دارد. دلایل علمی که در پشت این مطلب قرار دارد برای ما بسیار راهگشا خواهد بود. ما بدنبال یافتن دلایل علمی لرزییدن، احساس گرما و سرما هستیم. برای ما جزییات اهمیت دارد. هر چقدر که این جزییات را بدانیم احتمال صعود موفق خود را افزایش داده ایم. پس بیا یید با جزییات  شروع کنیم. با اتمها.

حرکت اتمها  :: هر اتمی محتوی انرژی است. اتمها حرکت می کنند و هر چقدر پرانرژی تر باشند با سرعت بیشتری حرکت می کنند. این حرکت با گرما اندازه گیری می شود. پس حرکت سریعتر نشانه گرمای بیشتر است. قانونی هست که می گوید: انرژی همواره بدنبال تعادل یافتن است. اما این تعادل با انتقال انرژی از سطح بالاتر به سطح پایینتر شکل می گیرد.و به عبارت دیگر از گرما به سرما. اتفاقی که می افتد آن است که در هنگام برخورد اتمها به یکدیگر انرژی از اتمهای پر انرژی به اتمهای کم انرژی  منتقل می شود. در این راه بخشی از گرما به اتم های کم انرژی منتقل می شود و به این شکل تعادل برقرار می شود. حالا می توان گفت که گرما وجود انرژی و سرما نبود انرژی است. حرکت اتمها در دمای  C 273.15 یا در 0 درجه کلوین متوقف می شود. دمای بخشهای درونی (Core) بدن ما 37 C و دمای لایه بیرونی آن 34 C است. به علت این اختلاف دما (گرادیان حراراتی)، حرارت هسته بدن به سمت لایه بیرونی منتقل می شود و حرارت (انرژی) از سطح پوست بدن به محیط منتقل می گردد. بسته به نوع پوشش، بخشی این حرارت از لباسها عبور کرده و به اتمسفر وارد می شود. این فرآیند، انتقال حرارت به طریقه هدایت (conduction) نامیده می شود.

تعادل حرارتی:: این انتقال انرژی (هدایت) ادامه دارد تا زمانیکه سطح انرژی در هر دو ماده برابر شود. این فرآیند تعادل حرارتی، نامیده می شود. درک مفهوم آن برای شما بسیار ضروری است، چرا که در کوهستان ادامه حیات شما به آن بستگی دارد. اگر قدری یخ را درکف دستتان قرار دهید فرایند انتقال انرژی آغاز می شود و تا برقراری تعادل حرارتی ادامه خواهد داشت. شما احساس سرما می کنید نه به این خاطر که سرما توسط اتمهای پوستتان جذب شده، بلکه به این دلیل که انرژی اتمهای دست شما به اتمهای یخ منتقل شده است. انتقال انرژی تا زمانی که دمای مولکولهای یخ به34 C برسد و با دمای پوست شما برابر شود ادامه دارد. به این دلیل که میزان انرژی بدن شما بسیار بیشتر از تقاضای  یخ برای رسیدن به 34 C است بدن شما این جنگ را می برد و یخ ذوب می شود. برعکس اگر شما برهنه در یک یخچال طبیعی قرار بگیرید این بدن شماست که بازنده این جنگ خواهد بود. پس ادامه حیات بدن ما بسته به این جنگ ایجاد تعادل حرارتی بین بدن و محیط اطراف است. ما در این جنگ همواره بازنده خواهیم بود اما خوشبختانه این امکان را داریم  تا خودمان را با غذا (انرژی)  و تجهیزات مجهز کنیم و جنگ را ادامه دهیم. زمانی که فرآیند تجهیز به هر دلیل متوقف شود ما قربانی این تعادل حراراتی خواهیم بود.

حقایقی در مورد سرما و بیولوژی بدن :: همانطور که اکثر کوهنوردان می دانند، دمای مناسب برای متابولیسم (سوخت و ساز) بدن 37 C است. این درجه حرارات باید برای انجام منظم فعالیتهای حیاتی در هسته (Core) بدن مانند قلب، شش ها، مغز ثابت باشد. لایه بیرونی این هسته از پوست با ضخامت 1.65 میلیمتر تشکیل شده است. پوست بدن مساحتی حدود 1.8 متر مربع را پوشش می دهد و وظیفه مهم آن که درجه حراراتی حدود 34 C دارد، کاهش انتقال حرارات بخش درونی بدن به اتمسفر است. اولین علائم تغییر درجه حرارت بخش درونی بدن لرزیدن و جمع شدن (پوست مرغی شدن) پوست بدن است.  لرزیدن تلاش بدن برای ایجاد گرما با منبسط و منقبظ کردن عضلات و ایجاد اصطکاک بین آنها  است. و جمع شدن پوست تلاش بدن برای راست شدن موهای سطح پوست و ایجاد یک فضای خالی برای گرم شدن بیشتر است. اگر این کاهش دمای بخشهای درونی بدن ادامه یابد، بدن گردش خون را محدود می سازد تا اتلاف حرارات را از طریق سیستم خون رسانی کاهش دهد. مثل عقب نشینی های  نظامی بدن نیز برای حفظ مغز و مرکز فرماندهی، انگشتان دست و پا و حتی خود دست و پا را قربانی می کند و با کاهش خون رسانی به آنها سعی در حفظ سطح فعالیتهای حیاتی بدن دارد. سرما زدگی عموما در این مرحله اتفاق می افتد.

در این شرایط بدن شما هورمونهای شیمیایی نیز ترشح می کند. تروکسین که باعث افزایش میزان متابولیسم بدن شده و آدرنالین که فشار خون را افزیش می دهد و سرعت تبدیل کلیکوژن به گلوکز و چربیها به اسید های چرب را افزایش می دهد. اگر تمام این کارها فایده ای نداشت و دمای دورن بدنتان 2 C کاهش یافت در این شرایط شما اثرات سرمازدگی را احساس خواهید کرد. سطح هوشیاری شما کاهش یافته، گیج و بیحال خواهید شد. در این شرایط اگر در موقعیت مناسبی قرار نداشته باشید و کمکهای اولیهه مناسب دریافت نکنید احتمال اینکه آسیب بیشتری ببنید وجود دارد. با توجه به کاهش سطح هوشیاری، نقش همنوردان شما در درک علائم اولیه سرمازدگی و نجات شما   بسیار مهم است. اگر کاهش دما همچنان ادامه یابد، عضلات، دست از فعالیت  خواهند کشید و کنترل کننده های حرارت داخلی بدن مثل هیپوتالاموس نیز متوقف می شوند. در این شرایط شانس زنده ماندن شما به حداقل می رسد. با کاهش دمای بخشهای داخلی بدن به میزان 5 C بدن دچار سرمازدگی شدید خواهد شد و بلافاصله مرگ در پی آن به سراغ  فرد می آید. اگر تجهیزات لازم و داروهای مناسب محیا باشد می توان افراد سرمازده ای را که درجه حرارات بدن آنها به کمتر از 15 C  نیز رسیده است نجات داد اما در کوهستان امکان امداد و نجات در این موارد و حتی کمتر از آن عملا غیر ممکن است.

به خدمت گرفتن علم  :: اما این مطالب چه کمکی به ما در کوهنوردی می کند؟  دانستن طریقه انتقال انرژی (گرما به سرما) در سطح مولکولها به ما این امکان را می دهد تا این انتقال حرارت را کاهش داده و سطح دمای بخشهای داخلی بدنمان را حفظ نماییم و بتوانیم زنده بمانیم. برای این منظور باید دیواری بسازیم تا این انتقال انرژی بین بخشهای گرم و محیط سرد اطراف آن کاهش یابد. این امر احتیاج به درک مفهوم عایق بندی کردن بدن با پوشاک(Insulation) و ماکزیمم کردن اثر بخشی دارد.

لایه بندی لباسها (Insulation) :: مهمترین یاور و کمکی که ما در این نبرد داریم، عایق بندی بدن خود با پوشاک مناسب است. نقش پوشاک در اینجا کمک به کاهش انتقال حرارت است که به علت شکل اسفنجی و وجود فضاهای خالی بین بافت آنها انجام می شود. در واقع هوا بهترین عایق برای محافظت بدن در برابر سرماست. فضای خالی بین بافت های لباس باعث کاهش شدت انتقال انرژی از سطح پوست به لایه های بالاتر می شود. در مقابل آب و رطوبت عایق ضعیف تری نسبت به هواست. به همطن دلیل است که پوشاک ضد باد (windproof) از پارچه های بدون منفذ تهیه می شوند.

چگونه بدنمان را عایق بندی نماییم ::  اگر شما یک خانه بودید در این صورت عایق بندی شما با کمی پشم شیشه و ورق های فایبرگلاس، کار سختی نبود اما اینطور نیست. متاسفانه موجود زنده ای هستید که بدنش دائما در حال تنفس است و تنها از گردش در محیط های معمولی راضی نمی شود بلکه نیاز دارد تا در سردترین محیط ها هم به فعالیت بپردازد. عایق بندی مناسب به معنی پوشش بیشتر نیست. عامل راحتی را نیز باید در نظر بگیرید. در واقع در اکثر مواقع فقط چند میلی متر ریز اقلیم (Microclimate) مناسب در کنار پوسستان به شما راحتی مورد نظر را می دهد. دقیقا همان کاری که حیوانات در طبیعت در سرمای شدید به کار می برند. بر این اساس باید به این موضوع توجه اساسی داشته باشید که هوای محبوس شده در بافت های پوشاکتان در واقع بهترین عایق حفظ حرارات بدنتان است. همان عاملی که کمپانی های تولید کننده پارچه نیز در تولید پارچه های مناسب از ان استفاده می کنند. این ریز اقلیم پیرامون بدن به علت جریان هوا (باد) دائما در حال خنک شدن است و به همین دلیل است که پوشاک تولید شده از پارچه های ضد باد مثل Pertex یا Ventile جز ضروری پوشاک کوهنوردان هستند. میزان حراراتی که یک کوهنورد در حین فعالیت تولید می کند برای سنجش میزان ضخامت عایق های وی بسیار مهم است و باید کنترل گردد. يک فرد که فعالیت می کند 1600 درصد از شخصی بدون تحرک انرژی (گرما) تولید می کند. به این دلیل است که می بینیم در اورست کوهنودان می توانند در دمای-15 C   هم به کوهنوردی بپردازند. زمانیکه مفهوم عایق بندی را دریافتید نکته مهم دیگری باقی می ماند و آن اینست که.......

گرم شدن بدن دشمن گرم ماندن آن است ('Getting hot is the worst way to stay warm'):: زمانیکه فعالیت می کنید و یا دمای محیط اطرافتان بیشتر از 37 C یا هردو، دمای بدنتان افزایش می یابد. زمانی دمای پوست بدن به 37 C می رسد بدن شروع به عرق کردن می نماید. عرق کردن تلاش بدن برای از دست انرژی (گرما) و رسیدن به تعادل حراراتی است. همانطور که همه ما می دانیم، زمانیکه بدن عرق میکند و پوست مرطوب می شود، آب شروع تبخیر شدن از سطح پوست می کند و سبب می شود تا پوست شما سرد تر شود.  علت این امر این است که زمانی ک عرق از سطح پوست شما به علت باد جدا می شود امکان تشکیل یک لایه نمدار از هوا در اطراف پوست بدنتان وجود نخواهد داشت وهرچه تعداد مولکول های جدا شده از پوست شما بیشتر مولکول های آب تولید شده توسط پوست باشد شما بیشتر (سریعتر) سردتان می شود. باد بیشتر (تند تر) تنیجه ای جز احساس سرمای بیشتر بر پوست شما برای شما نخواهد داشت. برای جدا شدن یک مولکول آب از سطح آزاد آب مقدار مشخصی انرژی لازم است و این مقدار انرژی با شدت باد رابطه عکس دارد. این همان پدیده معروف اثر باد سرما زایی (WindChill Effect) است. این فرآیند به شدت در کنترل دمای داخلی بدنتان موثر است و شما را سرد می کند (احساس سرمای بیشتری می کنید).

اما ...

مشکل اینجاست که وقتی یک کوهنورد فعالیت می کند و در نتیجه عرق می کند، حفره های خالی موجود در بافت لباس های وی پر ازآب می شود و به این علت هوا خاصیت عایق بودن خود را از دست می دهد. در این شرایط انرژی می تواند از طریق آبی که در اين حفره ها وجود دارد سریعتر انتقال پیدا کند. ....

برای خنک کردن بدن در این شرایط باید دمای هوای محیط کم شود . برای این کار یا باید کاهش سطح تولید انرژی (گرما) توسط عضلات اتفاق بیافتد یا به وسیله تعویض (remove) پوشش های مان اجازه دهیم تبخیر عرق از سطح پوستمان به راحتی اتفاق بیافتد. با آبی که در داخل بافت پارچه ها وجود دارد احساس سرما بسیار شدید تر حاصل می شود. بخصوص اگر پوشش های ضد باد هم وجود نداشته باشند. در واقع مشکل اصلی اینجا خودش را نمایان می کند یعنی اگر شما لخت بودید عرق می کردید و عرق از سطح پوست شما تبخیر میشد اما حالا شما در داخل لباسهایی خیس قرار دارید که شما را سردتر هم می کنند.

در اینشرایط فرض کنید که بدن شما فعالیت مناسبی هم نداشته باشد و انرزی مناسبی برای جایگزینی انرژِی ازهدر رفته تولید نکرده باشد (مثلا شما برای گرفتن عکس یادگاری در قله وقت تلف بکنید) در این شرایط بدنتان در معرض یک موقیت بحرانی قرار گرفته است. این پدیده خنک شدن (Chilling) است و یکی از مهمترین دلایل افت دمای بدن (hypothermia) است. اینکه درونتان طوفانی از سرما احساس کنید نه بیرونتان می تواند کشنده باشد( being the 'storm within' not the 'storm without' that can kill ).

دقیقا به همین دلیل است که یک لایه خشک و نازک در روی پوست لازم است تا یک ریز اقلیم (Micro Climate) فعال برای خشک نگه داشتن سطح پوست ایجاد کند. اگر این مفاهیم را درک کرده باشید و تجهیزات مناسبی نیز داشته باشید، می توانید تحت شرایط سخت و سرمای شدید نیز از بروز سرما زدگی جلو گیری نمایید.

عرق کردن ممنوع!::

شرکتها و کمپانیهای سازنده محصولات کوهنوردی در شعارهای تبلیغاتی خود ادعا می کنند که با محصولات قابل تنفس و خارق العاده خود، شما را گرم و سطح پوست بدن شما را خشک نگه می دارنند و این کار را تحت هر شرایط آب و هوایی و با هر سطح از فعالیت  بدنی شما می توانند انجام دهند. اما مشکل، محصولات تولیدی و کیفیت آنها نیست بلکه مشکل خود شما هستید. حتی بهترین محصولاتی هم که به عنوان لایه اول تولید شده اند زمانی که عرق کنید، خیس می شوند و کارایی شان کاهش می یابد و زمانی که بیش از حد فعالیت کنید دمای بدنتان بالای 37 C می رود، پس انتظار معجزه از این پارچه های پلی استری و پلی آمیدی نداشته باشد. اولین دفاع در برابر سرمازدگی و کاهش دمای بدن این است که بدانیم چطور از این محصولات بدرستی استفاده کنیم. وظیفه اول شما این است که با کنترل میزان تعرق و انتخاب ضخامت مناسب برای پوشاک لایه اول خود سطح دمای بدن خود را در 37 C تنظیم کنید. اگر رفتار کوهنوردان حرفه ای را بررسی کنید، خواهید دید که آنها از پوشاک نازک استفاده می کنند و زمانی که به دلیل سرمای شدید محیط مجبورند از پوشاک ضخیم تر و لایه های بیشتری استفاده کنند، آنقدر آهسته حرکت می کنند تا تولید انرژی در بدنشان را، در حد مشخصی محدود سازند. به این وسیله آنها میزان تعرق بدن خود را تنظیم می کنند. در ضمن در این مواقع میزان آمادگی جسمانی نیز بسیارمهم است. یک کوهنورد ورزیده کمتر از یک کوهنورد معمولی تقلا می کند و به همین دلیل کمتر هم عرق می کند.  شما حتما کوهنوردان مبتدی  را دیده اید که تمام لباسهای خود در حین حرکت پوشیده اند. دقیقا به همین دلیل است که آنها زودتر خسته شده و زود تر سرمازده می شوند.  آنها نمی دانند که به محض شروع کوهنوردی چه مقدار انرژی توسط عضلاتشان تولید می شود.

از مزیت های پارچه های بهره ببرید . :: دومین چیزی که باید به آن وجه داشته باشید استفاده از پوشاک با کیفیت و مناسب است. از پوشاکی استفاده کنید که دو مزیت را همزمان داشته باشند: به قدر کافی شکا را گرم نگه دارند و احتمال سرمازدگی  شما را کاهش دهند وبخاطر ساختار مناسبشان اگر شما موفق نشدید عرق کردن خود را کنترل کنید و لباستان خیس شد قالبیت خود را تا حدود زیادی حفظ کند. به این ترتیب شما به حد بالایی از کارایی در پوشاکتان می سرسید که به شما این توانایی صعود به ارتفاعات بالا در شرایط سخت و حفظ جانتان را می دهد. پارچه کتان بدترین منسوجی است که می توانید در پوشاک خود در برنامه زمستانی استفاده کنید. چرا که به طور کامل از عرق شما اشباع شده و اصلا توانایی انتقال عرق را به لایه های بعدی ندارد. به این ترتیب شما به راحتی سرما زده خواهید شد.

سه خاصیت مهم که پارچه های مورد استفاده در فعالیتهای زمستانی برای مقابل ه با سرما زدگی باید داشته باشند به این قرار است:

خاصيت فتیله ای داشتن (Wicking):

عرق باید از سطح پوست شما براحتی به لایه های بعدی منتقل شود تا به این ترتیب میزان انتقال حرارت ازبدنتان به کمترین مقدار خود می رسد. این اتفاق به می تواند به اشکال مختلفی صورت بگیرد و بطور معمول بوسیله پارچه های آب دوست (hydrophilic) در پوشاک لایه اول بدست می آید. لباسهای لایه اول به سرعت عرق را جذب کرده و بوسله حرارت دفع شدن بدن آن را به لایه های بالایی منتقل می کنند.

تراکم (Density):

یک پارچه کلفت دارای بافت بیشتر و فضای خالی کمتری نسبت به پارچه های نازک است و از آنجا که هوا بهترین عایق است، پارچه های نازک بهترین انتخاب ممکن هستند. بعلاوه اینکه زمان خشک شدن و گرم شدن وقتی خیس می شوند، در این پارچه کمتر از پارچه های ضخیم است.  پارچه های  تهیه شده از پر و پشم های خاص و پلی استرو پلی آمیدتحت عنوان تجاری پلار از بهترین این پارچه هستند.

خاصیت ارتجاعی (Stretch):

هر چقدر پارچه به پوست نزدیک تر باشد، انتقال عرق از آن بسیار بهتر صورت می گیرد. هر چقدر که با پوشاک لایه اول خود، سریعتر به تعادل حرارتی برسید، انتقال حرارت کمتری هم خواهید داشت و می توانید ریز اقلیم (Micro Climate) کامل تری را در سطح پوست خود بوجود آورید. این لایه نزدیک به پوست می تواند نقش بسیار موثری در تثبیت کردن یا بهم زدن تعادل حرارتی در مواقی که بدن سرد یا گرم می شود، داشته باشد. لباسهای لایه اول با خاصیت ارتجاعی بهترین پوشاک لایه اول هستند اما به مرور زمان خاصیت ارتجاعی خود را از دست می دهند و براحتی آسیب دیده و پاره می شوند.

لباسهای ضد سرما (Anti chill):: لایه بندی پوشاک بهترین راه برای رسیدن به راحتی و آسایش در شرایط سخت زمستانی است. با استفاده از پوشاک لایه اول جذب (Stretch)، با تراکم  و ضخامت کم، شما می توانید یک ریز اقلیم مناسب در اطراف پوست بدنتان داشته باشید که عرق را از سطح پوستتان جذب کرده و  آنرا به لایه های  بعدی منتقل می کند. با این لایه اول حتی در باد های شدید هم می توانید با اضافه کردن یک لایه ضد باد بخوبی از خودتان در مقابل سرما محافظت کنید. به همین دلیل است که کوهنوردانی را در هیمالیا می بینید که تنها لباسهای لایه اول خود را به تن دارند و یا در زیر لایه محافظ (Shell) خود تنها پوشش لایه اول را بر تن دارند.

قابلیت تنفس پوشاک خاصیت بسیار مهمی است و بهمین دلیل شما امروزه با پوشاکی روبرو هستنید که هر سه کار را در آن واحد می توانند برای کوهنوردان انجام دهند. این پوشاک نازک زمانی که با دستکش و کلاه (6 درصد از گرمای بدن از طریق سر به دفع می شود) مورد استفاده قرار بگیرند و قابلیت های بالایی از خود بروز می دهند. ضمن اینکه شما می توانید با افزایش و یا کاهش میزان تحرک خود میزان حرارت تولیدی توسط بدنتان را کنترل کنید. نکته مهم این است که شما به میزان کمتری عرق می کنید و خطر کاهش آب بدنتان (dehydration) شمار را کمتر تهدید می کند که خود عامل دیگر در احساس سرماست. در این شرایط حتی اگر احساس سرما کنید می توانید با افزایش یک لایه به پوشش خود از خود به خوبی محافظت کنید. نکته آخر این است که مطمئن شوید تمام لباسهای انتخاب شده برای لایه های مختلف به خوبی در بدنتان قرار (Fit) می گیرند و به تن کردن و خارج کردنشان براحتی برایتان امکان پذیر است. تنها بر روی شلوارتان متمرکز نشوید که بآیا براحتی متوانید آنرا بپوشید و استفاده کنید در مورد سایر پوشاکتان هم وسواس به خرج دهید.

فرستاده شده توسط سهند پیمان از گروه همت شمیران .

ترجمه آقای رضا فتحی

منبع : رضا اموزگار

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/14ساعت 15:26  توسط علیرضا و مهدی خورشیدی  | 

اصول گام برداری

 

هنگام كوهنوردی باید انرژی خود را به گونه ای تقسیم نماییم تا كمتر خسته شویم . تند راه رفتن در سربالاییها به ویژه در كسانی كه فاقد آمادگی جسمانی لازم اند یا این كه كوله پشتی سنگینی با خود به همراه دارند ، نه تنها باعث تنگی نفس خواهد شد بلكه مصرف انرژی بیشتری را می طلبد . اگر این عمل ادامه یابد ، شخص كوهنورد به اصطلاح خواهد برید بیشتر كسانی كه در كوه میبرند آنهایی هستند كه انرژی خود را به خوبی تقسیم ننموده اند . طول قدم یك كوهنورد باید با در نظر گرفتن قد و عوامل دیگری همچون شیب مسیر تنظیم شود در مكان های تقریبا تخت كه شیب اندكی دارد ، میتوان قدم های بلندتری برداشت . ولی در سربالاییها و مكان های پرشیب باید فاصله قدمها را كوتاهتر گرفت تا خستگی به كمترین میزان خود رسد . هنگام راهپیمایی باید تمام سطح پا را روی زمین گذاشت . اما در بعضی از سربالاییها میتوان فقط از قسمت جلویی پا نیز استفاده كرد . یكی از نكات بسیار مهم در كوهپیمایی ، تنفس صحیح هنگام صعود و فرود است . زیرا كه با تنفس صحیح ، اكسیژن كافی به بدن خواهد رسید . به خصوص كه در ارتفاعات به دلیل كم شدن میزان تراكم اكسیژن هوا ، بدن نیاز به صرف انرژی بیشتری برای كسب اكسیژن مورد نیاز خود دارد . هنگامِ دم می توان هم از بینی و هم از دهان استفاده نمود با نسبت حدوداً 70 به 30 درصد . استفاده صرف از بینی با توجه به تمام مزایای آن ، به دلیل حجم هوای ورودی كمتر گاهی اوقات امكان پذیر نیست . هنگام بازدم باید هوای درون ریه ها را محكم از دهان خارج كرد بازدم قوی تا بتوان از حجم هوای مرده داخل ریه ها تا حد امكان كاست و هوای پر اكسیژن را جایگزین آن نمود . تعداد دفعات دم و بازدم ، به عواملی چون ارتفاع ، آمادگی جسمانی ، شیب مسیر، طول قدمها ، حجم ریوی ، میزان گازهای آلاینده موجود در هوا ، دمای هوا ، میزان تعریق و تعرق ، میزان رطوبت هوا و در نهایت نحوه قرارگیری سر و گردن بستگی دارد . معمولاً نمیتوان مدت زمان طی یك مسیر معین را با دقت كامل تعیین كرد . اما روش هایی وجود دارد كه می توان با استفاده از آن ها این زمان را با دقت قابل قبولی به دست آورد . یكی از این روش ها به قانون نای اسمیت معروف است . با استفاده از این قانون و داشتن نقشه های بزرگ مقیاس 5000 یا بزرگتر می توانیم قبل از انجام یك برنامه تقریب خوبی برای زمان انجام آن برنامه به دست آوریم . باید عادت نماییم تا بعد از حدود 2 ساعت كوهپیمایی مداوم حدود 10 تا  15 دقیقه استراحت كنیم تا بدنمان بتواند خود را برای فعالیت بعدی آماده كند . در موقع عبور از سطوح شیب دار باید عمود برسطح حركت نماییم در این حالت باید پاها را نیز عمود بر سطح افق قرار داد . در شیب ها می توان از باتوم راهپیمایی نیز استفاده نمود . تا حد امكان از صعود در شیبهای پر از سنگریزه و شن اجتناب نمایید چرا كه با صرف انرژی زیاد مسافت كمی را خواهید پیمود . در این جور مكان ها باید جایی را انتخاب كرد تا شخص به عقب لیز نخورد . هنگام پایین آمدن از این نوع سطوح باید اول پاشنه پا را روی زمین گذاشت . هنگام پایین آمدن از شیب های تند بهتر است فاصله قدمها را كوتاه انتخاب نماییم . رعایت فاصله مناسب با نفر جلویی نیز از واجبات است . به طوریكه اگر نفر جلویی ناگهان ایستاد ، تعادل نفر قبلی به هم نخورده و احتمالاً به نفر جلو برخورد نكند . از سویی اگر تعادل نفر عقب به هم خورد ، نفر جلویی فرصت كافی برای عكس العمل داشته باشد . باید به خاطر بسپاریم كه هنگام پایین آمدن متناسب با میزان شیب مسیر زانوها را خم و بالا تنه را نیز به شرط آنكه مركز ثقل بدن هنوز داخل سطح اتكای بدن بماند ، به جلو متمایل كنیم . شیب های بیش از 20 درجه را چه هنگام صعود و چه هنگام فرود حتماً به صورت مارپیچ زیگزاگ طی نمایید ؛ زیرا در این صورت فشار وارد بر بدن بسیار كمتر می شود . به یاد داشته باشید كه هر چه شیب تندتر می شود ، زاویه بین دوخط زیگزاگ کمتر و طول مسیر زیگزاگ با توجه به پهنای منطقه مانور بلندتر می شود . هنگام بالا رفتن از شیب ها بهتر است كه از پاكوبها برای طی مسیر استفاده شود و حتی المقدور از مسیرهای نامشخص پرهیز گردد . مسیرهای با شیب كم را میتوان به طور مستقیم بالا رفت . این مسیرها اكثراً مسیر هایی هستند كه از گذشته دور اهالی كوهپایه نشین آن منطقه ، در شرایط هوایی مناسب ، به دلایل متفاوت در آن تردد می كردند كه اكنون مورد توجه كوهنوردان قرار گرفته است . این گونه مسیرها غالباً در كنار رودها یا كَمر بر كوهها قرار دارد . به روش كه در حال بالا رفتن از شیبی باشیم باید پای باردار همیشه به صورت مستقیم قرار بگیرد . این عمل باعث می شود تا فشار وزن بدن از روی ماهیچه های پا خارج شده و به استخوان ها و تاندون ها منتقل شود . در غیر این صورت ماهیچه های پا باید دائماً وزن بدن را تحمل كنند كه این امر سبب خستگی زودرس خواهد شد.

منبع :رضا آموزگار

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/14ساعت 15:23  توسط علیرضا و مهدی خورشیدی  | 

چند اصطلاح پایه

کوه (Mountain)

زمینی که نسبت به پیرامون خود به طور مشخصی برجسته تر بوده و دارای دامنه های شیب داری باشد . ارتفاع دقیقی برای آن تعریف نشده است ولی معمولا زمین هایی که حدود ۶۰۰ متر از اطراف خود بلندتر باشند را کوه مینامند . کوه ها به سه شکل بوجود می آیند :

۱. بر اثر چین خوردگی سطح زمین

۲. بر اثر فرسایش

۳. بر اثر فعالیت های آتشفشانی

گرده (Arete-Flank)

یال هایی که شیب آنها زیاد بوده و بیشتر از مناطق سنگی و صخره ای تشکیل شده باشد ٬ گرده نامیده میشود .

صخره (Rock)

سنگ های یکپارچه و بزرگ را که بتوان حداکثر با یک طول طناب (۵۰ متر) صعود نمود صخره می گویند .

دیواره (Wall)

دیواره یا پرتگاه به مناطقی گفته میشود که دارای سنگ های یک پارچه با شیب زیاد بوده و برای صعود به آن به بیش از یک طول طناب نیاز باشد . (>۵۰)

قله (Summit , Peak , Top)

بلندترین نقطه هر کوه را قله مینامند . ممکن است در بالای برخی کوه ها دو یا چند قله ی هم ارتفاع وجود داشته باشد . کوه هایی که در راس آن دو یا چند قله ی ناهم ارتفاع وجود دارد ٬ قله ی بلندتر را قله ی اصلی و قله های کوتاه تر را قله های فرعی می نامند .

تپه (Hill)

به ارتفاعات کمتر از ۶۰۰ متر نسبت به زمین های مجاور تپه گفته میشود .

یال (Ridge)

محل برخورد دو دامنه ی شیب دار را در بالاترین نقطه ی تماس یال می نامند .

خط الراس (Divide)

به خط اصلی و بلندترین یال بین دو قله که محل تقسیم آب باران باشد ٬ خط الراس گفته میشود . واژه ی فارسی معادل آن آب پخشان است . خط الراس اصلی محل تقسیم دو حوزه ی آب ریز جداگانه است . در حالی که خط الراس فرعی با این که محل تقسیم آب است ٬ اما آب های سرازیر شده از هر دو قسمت آن به یک حوضه ی آب ریز ریخته می شوند .

دره (Valley)

محل برخورد دو دامنهی شیب دار در پایین ترین نقطه ی تماس را دره می نامند . دره معمولا محل عبور رودخانه های دائمی یا فصلی است .

خط القعر (Thalweg (Ger.) , Valley Line (En

ژرف ترین نقاط بستر یک رودخانه یا دره را خط القعر می نامند .

گردنه (Pass)

پایین ترین نقطه ی تماس بین خط الراس های دو کوه را گردنه می نامند . در دو طرف گردنه معمولا دو دره از طرفین کوه سرازیر می شوند ٬ در نتیجه گردنه شکلی شبیه به زین اسب دارد .

منبع :رضا آموزگار

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/14ساعت 15:22  توسط علیرضا و مهدی خورشیدی  | 

برنامه شش ماه اول گروه کوهنوردی البرز پاجی

 

(( ۱۵۹)) 

 

 به نام خداوند زیبایی ها

تقویم ورزشی شش ماهه اول سال 1386 گروه کوهنوردی البرز پاجی (دودانگه)

تقدیم به پدران عزیزمان که ما را با طبیعت آشنا کردند

                             تقدیم به مادران عزیزمان که ما را با مهر پروراندند

                                                 تقدیم به همه کوهنوردان که درس عشق را از کوهستان آموختند

 

 

ردیف

              تاریخ    

نوع برنامه

عنوان برنامه

ارتفاع

منطقه

مناسبت

۱

۲۴/۱/۱۳۸۶

جستجو و نجات در کوهستان

غاراسپهبد خورشید

ـــــــ

دوآب

روز عطار

نیشابوری

۲

۷/۲/۱۳۸۶

کوهنوردی

ارفع

۲۸۰۰

سوادکوه-

ارفع ده

ولادت امام عسگری

۳

۲۱-۲۰/۲/۱۳۸۶

کوهنودری

اوپرت

۳۱۰۰

دودانگه روستای  پاجی

روز هلال احمر

۴

۴/۳/۱۳۸۶

کوهنوردی

نرو

۳۶۰۲

دودانگه -روستای سنگده

فتح خرمشهر

۵

۱۵-۱۴/۳/۱۳۸۶

کوهنوردی

توچال

۳۹۳۳

تهران دربند

رحلت حضرت امام خمینی

۶

۲۵/۳/۱۳۸۶

گلگشت

عباس آباد بهشهر

۷۰۰

بهشهر

روز گل و گیاه

۷

۲-۱/۴/۱۳۸۶

کوهنوردی

کهون

۴۱۵۰

هراز

درگذشت دکتر علی شریعتی

۸

۱۵/۴/۱۳۸۶

کوهنوردی

قله سبحان اله

۳۶۰۰

بلده

ولادت حضرت فاطمه (س)

۹

۲۲/۴/۱۳۸۶

گلگشت

اچو

۱۴۷۹

سد شهید رجایی ساری

ولادت امام محمد باقر(ع)

۱۰

۲۹/۴/۱۳۸۶

جستجو و نجات در کوهستان

بند بریده

ــــــــ

هراز

شهادت امام علی النقی(ع)

۱۱

۶-۵-۴/۵/۱۳۸۶

کوهنوردی

دماوند

۵۶۸۱

آمل

 

ولادت امام علی (ع)

۱۲

۲۰-۱۹-۱۸/۵/۸۶

کوهنوردی

آزادکوه

۴۳۵۵

جاده دیزین

مبعث حضرت رسول  (ص)

۱۳

۹-۸-۷/۶/۱۳۸۶

کوهنوردی

علم کوه

۴۸۵۰

تخت سلیمان

ولادت حضرت قائم (عج)

۱۴

۳۰/۶/۱۳۸۶

کوهنوردی

شاهدژ

۲۸۰۳

چهاردانگه ـ لنگر 

آغاز هفته دفاع مقدس

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/02/08ساعت 16:24  توسط علیرضا و مهدی خورشیدی  |